خاطرات < شهدا > جشن پتو
|
بعد از فكه به دوكوهه آمده بود تا
بعضی وسایل مورد نیاز را به جلو ببرد.پیاده در اطراف زمین صبحگاه قدم میزد و در
حالی كه ایام خوش جنگ و صبحگاههای عظیم لشگر را در ذهن میگذراند، با خود نجوا
میكرد:دوكوهه، السلام ای خانه عشق سلام ما به تو میخانه عشق در همین حین به یكی
از دوستان زمان جنگ برخورد كرد كه به طرف حسینیهی حاج همّت میرفت. سلام و علیك گرمی كرد. حرارت احوالپرسیِ طرف مقابل بیشتر
بود |
این وبلاگ در زمینه مسایل دفاعی کشور ،آموزش علم مدیریت، جنگ هشت ساله دفاع مقدس و در خصوص شناساندن شهدا و آرمانهای آنها به نسل جدید فعالیت می کند لذا از همه انتظار دارم ضمن مطالعه پست های حاضر و آرشیو آن با نظرات ارزشمند خود اینجانب را در این مسیر مقدس یاری فرمایید (حسین الهی رودپشتی)